حرفدل را گر بگویم
عاشقی بودم کهاینک دست در دست هوس
پا به روی دل خود بنهادهام
برچسب:
نویسنده: شیوا دادخواه
روزی دگر خواهد رسید
کاندر آن باشم نگاه
تو آرزوی من کنی
من دوریها جویم ز تو
برچسب:
نویسنده: شیوا دادخواه
ز ازل تا به ابد رخ به دم خاک کشد
وان کسی را که نباشد، ز عشقش نفسی
برچسب:
نویسنده: شیوا دادخواه
سهم رستا بُوَد از آتشعشق بنداسارت
کهایکاش نباشد به دلی، عاشق دیوانهکنی
کاو خرد از عقل برد
دست نِهی بر دِلت اما...
نَبُود چارهی کار جز نِگه نافذ وی
برچسب:
نویسنده: شیوا دادخواه
جذب آن طرز نگاهات شدهام، میدانی
این نگاه خود توست یاکه ازآن دگرست
برچسب:
نویسنده: شیوا دادخواه
من همانم که مدام از پی عشقت نفسم می گیرد
برچسب:
نویسنده: شیوا دادخواه
زندگی بوم سفیدِ صفحهِ نقاشی است
که در آن پیدا نیست
هیچ نوع منظرهای یا که هیچ برگ گلی
و فقط صفحه یکی است
.
.
برچسب:
نویسنده: شیوا دادخواه
برچسب: رهیدن,
نویسنده: شیوا دادخواه
برچسب: انسانیت,
نویسنده: شیوا دادخواه